![]() |
![]() |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 21:39 توسط جعفر |
|
|
امشب است و زینب و ام امصائب. زینب مانده تنها و بی کس. زینب بی حسین مانده بی ابوالفضل بی علی اکبر. زینب است و یتیمان بنی هاشم. زینب و بچه های پریشان. زینب و خار بیابان. زینب و سر بریده. زینب و امام سجاد. زینب و شتر بی محمل. زینب و معجر. زینب و قامت خمیده. زینب و طفل گمشده. دخترک و سیلی. و .... . و اما کسانی امروز حرمت عاشورا را زیر پا گذاشتند و خواستند این روز را جشن بگیرند. به شعارهای سیاسیشون کار ندارم (چون اصولا با خودم قرار گذاشتم اصلا کاری به سیاست نداشته باشم اما از دینم دفاع میکنم و خواهم کرد) اما چرا روز عاشورا؟؟؟؟؟؟؟؟ حرمت عاشورا را هم زیر پا گذاشتند. خدایا آخه صبر تا چه اندازه؟؟؟؟؟ این نیروی انتظامی چکارست؟؟؟؟ چرا کاری نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟ (البته خودم هم الان جزء این نیرو هستم و خجلت زده هستم از این برخورد ضعیف. البته بعنوان سرباز وظیفه). تو وبلاگ یکی از دوستان خوندم که افراد نیروی انتظامی از دستور شلیک به این افراد تمرد کردند اما اصلا همچنین دستوری داده نشده بود که ایکاش صادر شده بود و این نخاله ها و ساختار شکنان و یزیدیان به درک میرفتند. اینم بگم که شخصا اصلا به این اعتقاد ندارم که این افراد طرفدار واقعی و حقیقی مهندس موسوی هستند. البته خودم طرفدار موسوی نیستم. اینان همانند همان یزیدیان سال ۶۱ هستند که بعد از شهادت امام حسین به شادی و سرور پرداختند. یا حسین به تو می سپارمشان.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم دی 1388ساعت 23:25 توسط جعفر |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم دی 1388ساعت 21:52 توسط جعفر |
|
|
حسين عمادزاده نويسنده متبحّري است كه رحلت نمودند، ايشان كتابي مخصوص حضرت عباس(ع) مي نويسد و زمانيكه جناب عمادزاده به عتبات عاليات تشريف مي برد خدّام مرقد حضرت ابوالفضل(ع) از ديدنشان (بخاطر كتابي كه راجع به حضرت عباس(ع) نوشته است) خوشحال مي شوند لذا خدّام به او احترام زيادي مي گذارند حتي به ايشان اجازه مي دهند تا قبر حضرت را براي او باز كند و ايشان به زير جايگاه تصريح حضرت بروند. خدّام مي گفتند: جايگاه را فقط براي بزرگان باز مي كنيم و اين جايزه توست كه براي حضرت عباس(ع) زحمت كشيدي. تصاويري از چشمه آب زلالي كه صدها سال است گرداگرد قبر اصلي حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در زير حرم مطهرش در كربلا طواف ميكند ،
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم دی 1388ساعت 14:30 توسط جعفر |
|
|
امشب شب عبادت است و نماز
شب خلوت کردن با محبوب. شبیست که برای یار باوفای حضرت عشق امان نامه آمد. امان نامه ای که باعث خجلت شاه وفا شد. امشب شبی است که مولا حسین (ع) بیعت خود را از یارانش برمی دارد. اما یارانش که سعادت را ماندن با حسین می دانند بیعت خود را نمی شکنند. امشب شب شادی و سرور یارن حسین است چرا که فردا با معبود خویش دیدار میکنند. اما حسین نگران است نمیدانم بر او کدام واقعه ناگوارتر بود : شهادت قاسم یا فدا شدن علی اکبر. پرپر شدن علی اصغر یا دیدن تشنگی طفلان سرنگونی علم و علمدار یا شهادت دیگر یاران یا سرنوشت خواهر و فرزندان و اهل و عیالش بعد از شهادتش. قصه معجر و سنگ و زنجیر و .... . امشب عاشوراست و یادی از امام خوبان حسین (ع) یادی از وداع امام با اهل خیام یادی از وداع امام با دخترکی که پاهای ذوالجناح را بقل گرفته بود یادی از وداع دو یار مجنون حسین و زینب. یادی از وصیت مادرش زهرا (س) و بوسیدن گلوی حسین. یادی از سنگی که بر سرش زدند یادی از تیر سه شعبه حرمله (لعنت الله) در سینه امام. یادی از افتادن حسین روی زمین گرم کرببلا یادی از تل زینبیه یادی از نظاره کردن حسین از روی تل زینبیه و نشستن شمر روی سینه حضرت (او می دوید و من می دویدم ...) یادی از آخرین ندای هل من ناصر حسین یادی از بریدن سر امام خوبان از قفا یادی از بوی سیب پیچیده در کربلا یادی از ندای جبرئیل یا اهل العالم قد قتل الحسین بکربلا عطشانا یادی از ساربان نامرد یادی از بریدن انگشت و بردن انگشتر یادی از غارت خیمه ها یادی از سوختن دامن دخترکان خردسال یادی از کندن گوشواره از گوشها یادی از معجر و زینب (س) یادی از عمه و غیرت عباس و علی که دیگر نبودند و ..... |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم دی 1388ساعت 16:58 توسط جعفر |
|
|
امشب شب تاسوعاست شب شه غیرت و وفا ابوالفضل العباس (ع) شب تاسوعا است و ابوالفضل و غیرت و ادب و شجاعت و پهلوانی ابوالفضل و شمر و امان نامه ابوالفضل و حسین و امان نامه ابوالفضل و زینب و امان نامه ابوالفضل و عهدی که با علی هنگام بستری شدنش بست. ابوالفضل و ندای العطش سکینه، رقیه و کودکان ابوالفضل و علی اصغر خردسال ابوالفضل و سقایت ابوالفضل تشنه و دریای آب زلال ابوالفضل و مشک ابوالفضل و دست بریده ابوالفضل و مشک پاره ابوالفضل و تیر سه شعبه حرمله (لعنت الله عیله) ابوالفضل و چشای قشنگ و تیر سه شعبه ابوالفضل و فرق شکافته ابوالفضل و ندای یا اخا ادرک اخاک ابوالفضل و حسین و شکسته شدن کمر مولا ابوالفضل و پیچیدن بوی یاس(سیب) در سرزمین کربلا بچه ها و ناله برای نیومدن عمو و اما حسین و برداشتن عمود خیمه عباس .......... |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم دی 1388ساعت 16:55 توسط جعفر |
|
|
از هر زاویه که به عاشورا نگاه میکنیم باز میشه درسهای تازهای گرفت: ۱) شمر ابن ذی الجوشن رزمنده رکاب حید کرار، جانباز جنگ صفین و قاری و حافظ قرآن بود. اما زهیر ابن قین (یکی از شهدای کربلا که خود داستانی شنیدنی دارد) هیچگاه در کنار امام علی و حسن علیهما السلام نبود و فقط چند روز مانده به محرم و در میانه راه در مدار جاذبه حق قرار گرفت و به طواف حسین پرداخت. *. زهیر کسی بود که همزمان با امام حسین (ع) قصد کوفه کردند. در راه منازل را گونهای انتخاب میکرد که نکند با حسین (ع) روبرو شود. تا اینکه در منزلی در کنار هم قرار می گیرند و در حالی که در حال خوردن غذا هستند پیک امام بر زهیر وارد می شود و به او می گوید که مولایم خواهان دیدار توست. مات و مبهوت میشود. ناگهان همسرش به او می گوید تو را چه شده است؟ نوه پیامبر تو را می خواند و تو او را پاسخ نمی دهی؟ بعد از اینکه زهیر به دیدار امام می رود و بر میگردد متحول می شود و حسینی می شود و در کربلا به شهادت می رسد. ۲) کوفیان امام حسین (ع) را کشتند ولی او را دوست داشتند. همانگونه که زینب (س) را به اسارت می بردند، گریه هم میکردند. پس دوست داشتن ولی خدا کافی نیست، باید برای پیروزی جبهه حق مرد عمل بود. ۳) کوفیان زمانی حسین را کشتند که فرستاده و نایبش ، مسلم را در کوفه تنها گذارده بودند. اگر می خواهیم مهدی فاطمه به عجل ظهورک ما اطمینان کند فقط یک راه در پیش داریم : نماینده و نایبش را تنها نگذاریم. ۴) امام حسین (ع) خطاب به کوفیان : شما مرا می شناسید. می دانید نوه پیامبرم. بسیاریتان مرا بر دوش پیامبر دیدهاید. پس چرا سخن حقم بر گوش دلتان نمی نشیند؟ سپس خود امام جواب میدهد : چون شکمهاتان از مال حرام پر شده است. ۵) افسوس که در کوفه فقط یک مرد پیدا شد که در برابر ابن زیاد ایستاد (هانی ابن عروه) و از تنهایی نترسید. اگر از آن هجده هزار نفر فقط صد نفر مثل او دینشان را به دنیاشان نمی فروختند، شاید تمام حادثه بگونهای دیگر رقم می خورد. امروز که بحمدالله حسینیان بی شمارند نباید از تنهایی و غربت در مسیر حق ترسید و نومید شد. ۶) هشیار باشیم!!! جبهه حق را با جبهه باطل نمی توان شکست داد، اما با جبهه شبه حق شاید بتوان. حسین (ع) را با حکم شرعی (!) قاضی شریح به مسلخ بردند، همانگونه که حسن (ع) را مذل المومنین (!) نامیدند و علی را با الله اکبر شمشیر بر فرق زدند. ۷) امام حسین (ع) : من به قصد امر به معروف و نهی از منکر قیام کردهام. اگر این اصل اساسی و زیربنایی با تمام ابعاد گسترده آن ترک شد، جامعه اسلامی عاقبتی جز عاشورا نخواهد داشت. فاعتبرو یا اولی الابصار
فاعتبرو یا اولی الابصار
فاعتبرو یا اولی الابصار
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم دی 1388ساعت 16:24 توسط جعفر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم دی 1388ساعت 21:19 توسط جعفر |
|
|
شب ششم- شب حضرت قاسم حضرت قاسم طبق روایات و نقلها نوجوانی بود ۱۲ ۱۳ساله . درسی که میتوان از این شب آموخت همان درس تکراری روزهای قبل است و یک کلمه بیش نیست : ایثار. و همچنین دیدی که حضرت نسب به مرگ داشت (احلی من العسل). شب هفتم – شب حضرت علی اصغر امام حسین (ع) برای دفاع از دین از تمام چیزهای دنیوی گذشت حتی فرزند خردسالش. سوالی که بعضیها در مورد آوردن حضرت علی اصغر و طلب آب از دشمن طرح کردهاند که چرا امام این کار را کرد؟؟ جواب: با این کار دهان کسانی را که بعدا ممکن بود این سوال را مطرح کنند که چرا امام از دشمن درخواست آب نکرد، بست. با این حرکت عاطفی خواست دشمن را محک بزند و قساوت دشمنان را به حاضران و آیندگان نشان داد. شب هشتم – شب حضرت علی اکبر باز هم درس قبلی. ایثار حضرت علی اکبر اولین کسی از بنی هاشم بود که به میدان رفت و به شهادت رسید. شب نهم – شب ابالفضل العباس ع نمیدانم چه بگویم. تمام صفات و حرکات عباس (ع) درس است. عباس مساوی است با غیرت، وفاداری، ایثار، شجاعت و .... شب دهم – شب ابا عبدالله الحسین ع ایثار (از همه چیزش در راه خدا گذشت. از مال و فرزندان و اهل بیت و ....) راضی به رضای خدا (بعد از این که به زمین افتاد فرمود الی رضا بقضائک و ...) هدایت تا آخرین لحظات (بعد از اینکه امام به زمین افتاد ندا سر داد که هل من ناصر ینصرنی. این ندا برای کمک به حضرت در آن زمان خاص نیود و این ندا همواره جاودانه باقی خواهد ماند) نماز اول وقت حتی در زمان جنگ از دشمنان حضرت هم به مصداق این جمله (ادب از که آموختی، از بی ادبان) میتوان درسهایی را آموخت: مثل عدم دنیا طلبی، مروت و جوانمردی و ..... .
شام غریبان و شبهای اسارت صبر (باید از حضرت زینب (س) درس صبر در برابر مشکلات و مصائب را یاد بگیریم و هیچگاه از خدای بزرگ با هر بلایی که بر سر ما آمد ناامید نشویم.) شجاعت در برابر یزید و یزیدیان و بیان صفات یزیدیان در حضور ماموران یزید. خلاصه : ایثار، شجاعت و فداکاری * راضی به رضای خدا * توبه (در هر زمان) * بی رغبتی به دنیا * صبر * هدایت تا آخرین لحظات *اطاعت از امام زمان خود *
متاسفانه وقت نداشتم که بیشتر تو ضیح بدم و مطالبم خیلی ناقصند. مطالبم رو با یک سخن از امام حسین (ع) به پایان میبرم:
امام علیهالسلام پس از ورود به سرزمین كربلا به اصحاب خود فرمود:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم دی 1388ساعت 12:20 توسط جعفر |
|
|
درسهایی که به ذهن ناقص من از اتفاقاتی که امشب شنیدم میرسه این است که 1 – گذشت از همه چیز (حتی فرزند) برای کمک کردن به ولی و امام زمان خود وقتی فرزندان حضرت زینب برای اذن میدان نزد دایی خود آمدند و با جواب منفی امام روبرو شدند زانوی غم بغل گرفتند و در خیمه نشستند. حضرت زینب با فهمیدن ماجرا واسطه شد تا فرزندانش به میدان جنگ بروند و به فیض عظیم شهادت نائل شوند. این درسی است که مادران شهید میهن اسلامی ما بخوبی از حضرت زینب (س) فراگرفتند. 2- نمیدونم چه عنوانی براش انتخاب کنم زمانیکه فرزندان حضرت زینب به شهادت رسیدند حضرت زینب از خیمه خود بیرون نیامد در حالیکه بعد از شهادت هر یک از شهدای بنی هاشم زینب (ع) به امام حسین (ع) دلداری می داد و کمکش می کرد. بعدها که دلیل این کار رو از حضرت پرسیدند اینگونه پاسخ داد که نمیخاستم امام حسین (ع) با دیدن من شرمنده و خجل شود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 22:12 توسط جعفر |
|
|
امشب شب دوم است و شب حر آزاده. حر همون کسی بود که مقابل سپاه امام حسین (ع) ایستاد و نگذاشت به سمت کوفه حرکت کنند و همچنین اجازه نداد تا به سمت مدینه بازگردند و اتفاقات جوری رقم خورد که امام در کربلا مجبور به توقف شد. اما درسهایی که میشه از حر گرفت : درس اول آزادگی و تسلیم در برابر حقیقت: حر تا روز عاشورا جزء فرماندهان لشکر عمرسعد بود. حر زمانی که ندای «هل من معین» امام عشق را شنید پشت به عمر سعد کرد و به حسین (ع) پیوست. زمانیکه دید حقیقت با امام حسین (ع) و سپاهیان امام حسین (ع) است مقام فرماندهی و همه چیزش را فدای امام حسین (ع) کرد و به امام پیوست و بلافاصله بعد از پیوستن به سپاه حق راهی میدان کارزار شد و به شهادت رسید. درس دوم بخشش گناهکاران : وقتی حر نزد امام آمد و اظهار ندامت کرد، امام حسین با آغوش باز او را پذیرفت. بدون هیچ پیش شرط و حرف و حدیثی و در جواب حر که سوال کرده بود : آیا خدا توبه مرا می پذیرد، فرمودند : آری! خداوند توبه تو را می پذیرد. با اینکه گناه حر بزرگ بود ، اما عفو امام و بخشش خدا از گناه حر خیلی بزرگتر بود. و بعد از به زمین افتادن حر امام بالای سر حر حاضر شد و خطاب به او فرمود : تو آزاد مردی، همانگونه که مادرت تو را آزاد نامید، تو حری در دنیا و آخرت. منبع : لهوف سید ابن طاووس |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 21:10 توسط جعفر |
|
|
فأین تذهبون؟ اگر صراط مستقیم می جویی بیا، از این مستقیم تر راهی وجود ندارد. حب حسین (ع). آری، کربلا از زمان و مکان بیرون است و اگر تو می خواهی به کربلا برسی باید از خود و بستگی هایت از سنگینی ها و ماندن ها گذر کنی .... از عاشورای سال 61 هجری قمری دیگر زمان از عاشورا نگذشته است و همه روزها عاشوراست. زمان بر امتحان من و تو می گردد که ببیند که چون صدای هل من ناصر امام عشق برخیزد چه می کنی؟ شریان قیام ما نیز به قلب عاشورا می رسد و اینچنین ما هرگز از جنگ خسته نخواهیم شد .... آماده باشید که وقت رفتن است.
هرکس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند. صحرای کربلا یه وسعت تاریخ است. کار به یک «یا لیتنی کنت معکم» ختم نمی شود و اگر تو می خواهی به کربلا برسی از خود و بستگی هایت، از سنگینی ها و ماندن ها گذر کن. خون حسین و اصحابش کهکشانی است که بر آسمان دنیا راه قبله را می نمایاند. آن شراب طهور را که شنیدهای، تنها تشنگان راز را مینوشانند. ساقیاش حسین است. حسین از دست یار می نوشد و ما از دست حسین.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 18:44 توسط جعفر |
|
|
به گوش دل ندا آمد که یار دلربا آمد به در ما دوا آمد رضا آمد رضا آمد ************************************************************ خدا داد آنچه را وعده بشد در ماه ذیقعده که آمد بهترین بنده رضا آمد رضا آمد
88.8.8 میلاد 8 امین خورشید تابناک امامت و ولایت بر عاشقانش مبارک باد واقعا تصادف بسیار جالبیه. شایدم بشه یه معجزه حسابش کرد. الله اعلم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 11:30 توسط جعفر |
|
|
حیف از فاطمه آن نخل جوان که خم از باد اجل شد ناگاه
چون شد آن سرو قد لاله عذار از سموم اجلش حال تباه |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:59 توسط جعفر |
|
|
شاید تا حالا نشنیده و ندیده باشید:
توجه کنید: حروف مقطعه در قرآن عبارتند از : الم المص الر المر کهیعص طه طسم طس یس ص حم عسق ق ن حروف مقطعه پس از حذف حرف های تکراری: ا ل م ص ر ک ه ی ع ط س ح ق ن ترکیب این حروف:
علی حق نمسک صراطه
البته زیاد به این جور چیزها اعتقاد ندارم چون ممکن است فردا یکی با ترکیب این کلمات به چیز دیگری برسد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 13:5 توسط جعفر |
|
|
یک نوحه زیبا به زبان فارسی و عربی توسط مداح اهل بیت نزار القطری که چندین بار از شبکه سوم سیما پخش شد. بسیار زیباست. و زیباتر از همه ی اینها که در کنار بارگاه امام حسین است. اجرای این نوحه در تاریخ ۲۲ دی ماه ۱۳۸۶ در کربلای معلی صورت گرفته. البته بنده لینک صوتی و تصویریش به همراه متن کامل مداحی برای شما قرار داده ام. زندگینامه نزار القطری اسم اصلی نزار القطری، نزار فضل الله روانی است (یعنی اسم پدرش فضل الله است) و در تاریخ پنجم ژوئن ۱۹۷۱ در قطر به دنیا آمده. او به زبان های عربی، فارسی، انگلیسی و اردو تسلط کامل دارد.نزار قطری دارای سه فرزند است با نام های کوثر، حسین و علی. نزار القطری مدتی مقیم لندن بوده است و در حال حاضر در کویت ساکن است.
وی تحصیلاتش را در قطر به اتمام رسانده است. از شش سالگی به مدرسه رفته و در هشت سالگی شروع به حفظ قرآن کرده و توانسته نیمی از قرآن را از بر کند. او همچنین توانسته است در کودکی، هفت بار بین همسالان خودش مقام اول در رشته حفظ قرآن را به دست آورد. مداحی را از ۸ سالگی و با دو بیت از قصیده ای که مادرش زمزمه می کرد شروع کرد. زمانی که مشتاقانه برای قرائت قرآن به حسینیه می رفت. جالب است که به خاطر اینکه از آن قصیده فقط دو بیت را حفظ کرده بود ، در مداحی هایش همان دو بیت را نزدیک به بیست بار می خواند! در همان ایام بود که روزی قصیده مشهور «خیرة الله من الخلق أبی» را خواند. و از آن زمان تا کنون در پایان تمام مجالسی که نزار قطری در آن مداحی می کند، این قصیده را تکرار می کند و هر شب آن را می خواند. نزار قطری ۲۸ سال است که این قصیده را می خواند. برگرفته از سایت نزار القطری البته هوای دوستانی هم که موبایل دارند را هم داریم و برای اونها هم فایل مخصوص موبایل که با فرمت ۳gp هست را گذاشتم که می توانید در ادامه مطلب دانلودش کنید.
متن مداحی: انا مظلوم حسین لیس والله سوانا خلف بعد النبی انا مظلوم حسین من له جد کجدی فی الوری فاطم الزهرا امی و ابی عبدالله غلاما یافعا یعبدون اللات و العزی معا و ابی شمس امی قمر انا مظلوم حسین چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی انا مظلوم حسین زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت: اگر من نشناسی، بگویم بشناسی حسینم و ضیاء القمرینم ، قتیل الودجینم انا مظلوم حسین منم شهپر کبری منم آیه تقدیر منم عرش و منم فرش انا مظلوم حسین ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 10:47 توسط جعفر |
|
|
تمام لذت عمرم همین است که مولایم امیرالمونین است -------------------------------------------------------------------------------------------------------- گدایی از تو آقا آبرومه هر جا باشم خوبیات پیش رومه یا علی نفس کشیدن اگه بی عشق تو باشه حرومه --------------------------------------------------------------------------------------------------------- صاحب تیغ دوسری تو پهلوون خیبری وقتی می جنگی با ذوالفقار دشمن میشود پا به فرار -------------------------------------------------------------------------------------- محمد با علی روز اخوت
ولایت را گره زد بر نبوت محمد را علی آینه داراست نخستین جلوه اش در ذوالفقار است ------------------------------------------------------------------------------------ وای اگر یک دم فراموشم کنی از بیان صدق خاموشم کنی ما قلمهاییم دردست ولی کز لب ما میچکد ذکر علی ---------------------------------------------------------------------- یا علی در بند دنیا نیستم بنده ی لبخند دنیا نیستم بنده ی آنم که لطفش دائم است با من و بی من به ذاتش قائم است --------------------------------------------------------------------------------------------------- از ذکر علی مدد گرفتیم آن چیز که میشود گرفتیم در بوته ی آزمایش عشق از نمره ی بیست صد گرفتیم --------------------------------------------------------------------------------------------
خداوندا به حق شاه مردان مرا محتاج نامردان مگردان
عید غدیر خم مبارک
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 16:29 توسط جعفر |
|
|
این سوالی است که امام جواد (ع) از قاضی القضات می پرسد و او از جواب دادن به این سوال عاجز می ماند. به من بگو در مورد مردى كه در بامداد به زنى نگاه مىكند و آن نگاه حرام است، و چون روز بالا مىآيد آن زن بر او حلال مىشود، و چون ظهر مىشود باز بر او حرام مىشود، و چون وقت عصر مىرسد بر او حلال مىگردد، و چون آفتاب غروب مىكند بر او حرام مىشود، و چون وقت عشاء مىشود بر او حلال مىگردد،و چون شب به نيمه مىرسد بر او حرام مىشود، و به هنگام طلوع فجر بر وى حلال مىگردد؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 16:27 توسط جعفر |
|
ادامه مطلب |
|||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 10:54 توسط جعفر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
اسم من جعفره. 25ساله اهل اشتهارد (غربی ترین شهر استان البرز). این وبلاگم برای این درست کردم که هر چی دلم خواست توش بنویسم. به نظر شما اشکالی داره؟ |
| آرشیو موضوعی |
|
آشخوری دانشگاهی یادگاری علمی ورزشی مختلف معرفی سایت مذهبی اشتهارد و مشاهیر آن شعر تاتی اشتهاردی چه خبر از اشتهارد؟ |
|
RSS
|