![]() |
![]() |
|
|
ای پاسخ گرامی امن یجیب ها چشم جهان به چشمه دستان سبز توست تکلیف انتقام شهیدان به دوش کیست؟ برخیز و بزم شب زدگان را به هم بزن تعجیل کن به خاطر صدها هزار چشم جمعه ها از پی هم می آیند و می روند و اما قرار عاشقی به سرانجامی نمی رسد. اما باز هم منتظریم. و در انتظارت ندبه سر می دهیم و با چشمان اشکبار فریاد میزنیم :
عزیز علی ان اری الخلق و لا تری ...
روزها که از پی هم میگذرند امید ما بیشتر می شود چرا که لحظه به لحظه به شنیدن صدایت نزدیکتر می شویم. کی شود که صدای رسایت گوش جهانیان را بیدارکند از خوابهای گران کی صفحه تیره و تار وجود ما را به نورانیتت نورانی خواهی کرد کی به ما خواهی آموخت که چگونه معبودمان را در مقابلمان ببینم کی به ما درست زندگی کردن را خواهی آموخت آقا جان ! اگر ما را به خودمان واگذار کنی جهانی سیاه تحویلت می دهیم آقا جان دست ما را رها نکن گفتم بنویسم به یاد تو، یادم آمد که پیشتر از غافلان بوده ام . گفتم بنویسم با عشق به تو، یادم آمد هنوز عاشق نشده ام. گفتم پس بگذار کمی باخورشید باشم برای طلوع، یادم آمد که من سالها پیش غروب کرده ام. گفتم پس بگذار کمی دعا کنم برای آمدنت. گفتم:
اللهم عجل لولیک الفرج.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 20:0 توسط جعفر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
اسم من جعفره. 25ساله اهل اشتهارد (غربی ترین شهر استان البرز). این وبلاگم برای این درست کردم که هر چی دلم خواست توش بنویسم. به نظر شما اشکالی داره؟ |
| آرشیو موضوعی |
|
آشخوری دانشگاهی یادگاری علمی ورزشی مختلف معرفی سایت مذهبی اشتهارد و مشاهیر آن شعر تاتی اشتهاردی چه خبر از اشتهارد؟ |
|
RSS
|