از آجیل سفره ی نوروز ، چند پسته ی لال مانده است ، آنها که لب گشودند ، خورده شدند ! آنها که لال ماندند ، می شکنند ! دندانساز راست میگفت : پسته ی لال ، سکوتش دندان شکن است .
یاد ما خواه بکن خواه مکن ، مختاری / لیکن ای دوست بدان کنج دلم جا داری .
با تو بر مرغان دریایی امیرم / بی تو در زندان تنهایی اسیرم / با تو در کاخ وفا ارباب عشقم / بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم .
تنهاترین آدم ها یه سایه دارند باهاش حرف بزنند ، از وقتی رفتی آنقدر غرق ظلماتم که سایه ای هم برایم نمانده !
بند نمی آید دوست داشتنت ! مثل آنکه شاهرگ احساسم را بریده باشی !
اینجا آسمان صاف تا قسمتی به رنگ دوستی همراه با غبار فراق است ، توده ای سلام به سمت شما در حرکت است ، ضمنا احتمال بارش بوسه فراوان است .
خوب میدانم برای من کسی مثل تو نیست / خوب میدانم که روزی باز ناچارم به تو / میروم شاید دلت روزی گرفتارم شود / میروم اما گرفتارم ، گرفتارم به تو .
اسیر فصل خزان گردد عمر آنکس که / دمی اسیر اشک کند چشم مهربان تو را .
هر وقت دیدی نیستم بیا تعمیرگاه ، چون همیشه خرابتم !
تقویم روزهایم شکسته و گم است ، بی تو چه فرقی میکند امروز چندم است !
از اوج فلک ستاره چیدن سخت است / دور از منی و به تو رسیدن سخت است / ای دوست که بی تو زندگی زندان است / بدان که از تو دل بریدن سخت است .
چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند !
تحفه ای یافت نکردم که فدای تو کنم ، یک سبد عاطفه دارم ، همه ارزانی تو .
اگه گفتی دوستت دارم چند حرفه ؟ دیدی اشتباه کردی ! دوستت دارم حرف نیست یه زندگیه ، اما زندگی دو حرف بیشتر نیست : تو !
خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی / تو هم زجر جدایی را به تلخی میچشیدی / اگر چون من به مرگ آرزویت میرسیدی / پشیمان میشدی از این که عشق را آفریدی .
من قفل کردم ، صندوق قلب و دلم ، همچنین درب اتاق ، و تو چه می دانی پشت این درب پر از قفل بلبلی می خواند که پر از شور و وفاست .
هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی / آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی .
هنوز هم نمیدانم اینجا چه فصلیست ، که من کال ماندم و به تو نمی رسم !
چون خیالت همه شب مونس و دمساز من است ، شرم دارم که شکایت کنم از "تنهایی" .
ماه من ، نماز آیات می خوانم ، وقتی گرفته ای !
خداوند پرسید : میخوری یا میبری ؟ گفتم میخورم ، اما افسوس که نمیدانستم لذت ها را میبرند و غصه ها را میخورند !
خدایم را دوست دارم و باوفاتر از او سراغ ندارم ، به رسم همین وفاداریست که کسانی را که دوست دارم به او می سپارم .
از تمام دار دنیا ، تنها یک چیز دارم : دوستت !
فانوس شب وداع ، با هر سوسو / می گفت که آن کوچه ی رویایی کو / او بود و کمی شعر و هوایی ابری / امروز نه ابریست ، نه شعریست ، نه او !
کارگر خسته ای سکه ای از جیب کت کهنه اش درآورد تا صدقه دهد ، ناگهان جمله ای روی صندوق دید و منصرف شد ، "صدقه عمر را زیاد می کند" .
اندازه ی یه سر کبریت دلم برایت تنگ شده ، کوچیکه ولی دنیا رو به آتیش میکشه !
اونقدر که فکرشو میکنی دوستت ندارم ، چون اونقدر دوستت دارم که نمیتونی فکرشو بکنی !
"شادی" ، پروانه ی است که هرچه تقلا کنی نمیتوانی آن را شکار کنی ، باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند ، پس زندگیت سرشار از آرامش و شانه هایت پر از پروانه .
وقتی گلدون خونمون شکست ، پدرم گفت : قسمت این بود ، مادرم گفت : هیف شد ، خواهرم گفت : قشنگ بود ، داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم ، اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود .
در برهوت بی کسی تنها تو همزاد منی / ای نازتر از خواب شبم ، همواره در یاد منی .